السيد الطباطبائي ( مترجم : استاد ولى )

39

سنن النبى ( آداب و سنن پيامبر ص ) ( فارسى )

73 . انس گويد : به خدايى كه پيامبر را به حق مبعوث كرد ، هرگز نشد كه آن حضرت در كارى كه خوشايندش نبود به من فرموده باشد : چرا چنين كردى ؟ ! و هيچ گاه همسرانش مرا ملامت نكردند جز آنكه مىفرمود : كارى به او نداشته باشيد ، تقدير و سرنوشت چنين بوده است . 74 . و نيز گويد : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را كسى از ياران يا ديگران صدا نمىزد جز آنكه در جواب مىفرمود : لبّيك . 75 . و نيز گويد : آن حضرت براى احترام و به دست آوردن دلهاى ياران خود آنان را به كنيه صدا مىزد « 1 » ، و براى كسانى كه كنيه نداشتند كنيه قرار مىداد و مردم نيز او را به همان كنيه مىخواندند . همچنين براى زنان فرزنددار و بىفرزند و حتى بچه‌ها كنيه قرار مىداد و بدين وسيله دلهاى آنان را به دست مىآورد . 76 . هر گاه كسى بر آن حضرت وارد مىشد حضرت تشكچه‌اش را به او مىداد ، و اگر شخص تازه وارد نمىخواست قبول كند او را سوگند مىداد تا بپذيرد . 77 . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در ماه مبارك رمضان مانند باد تند و سريع بود كه چيزى در دستش قرار نمىگرفت و هر چه داشت انفاق مىكرد . 78 . عجلان گويد : خدمت امام صادق عليه السّلام بودم كه سائلى آمد ، امام برخاست و از سبدى كه در آن خرما بود دست خود را پر كرد و به سائل داد . سائلى ديگر آمد ، امام دوباره برخاست و مشتى خرما برداشت و به او داد . سائل سومى آمد ، باز برخاست و مشتى خرما برداشت و به او داد . بار چهارم سائل ديگر آمد ، امام فرمود : خداوند روزىرسان ما و شماست ! سپس فرمود : كسى از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله چيزى از دنيا نمىخواست مگر اينكه عطا مىفرمود ، تا آنكه زنى پسر خود را نزد آن حضرت فرستاد و به او گفت : نزد حضرت برو و از او چيزى بخواه ، اگر فرمود : فعلا چيزى نداريم ، بگو : پيراهن خود را به من بده . امام فرمود : آن حضرت پيراهن خويش را

--> ( 1 ) به پاورقى صفحهء 86 رجوع شود .